یوسف کمالیخرم از ماه رمضان دو سال پیش تا امروز، توانسته سه جزء قرآن کریم را حفظ کند و آن را از برکت ماه مبارک میداند. او در مسجد موسیبنجعفر (ع) مکبر هم هست و هر جا کاری باشد، پیشقدم میشود.
محله
کارگران
پیشینه این محدوده به قرنها قبل ازسکونت کارگران کارخانه نخریسی برمیگردد. دستکم از سال ۱۰۷۸ قمری نام «گلخطمی» در متونتاریخی آمده است. هویت محله کارگران بهواسطه سکونت کارگران کارخانه نخریسی در سالهای آخر دهه۵۰ شکل گرفت. این محله نزدیک به چهارصد کوچه بنبست دارد که در میان محلات مشهد خاص است.
محمدیاسین بینوا در مسابقات حفظ پنججزء مقام اول ناحیه ۲ آموزشوپرورش و در مسابقه حفظ جزء۳۰ قرآن، جزو ۱۰ نفر برتر در آموزشوپرورش ناحیه ۲ شده است. محمدیاسین آرزو دارد با سفر به کشورهای غیرمسلمان، مردم را به اسلام دعوت کند.
در مسابقات سراسری ارتش و نیروهای مسلح رتبه نخست قرائت قرآن را کسب کردم. این سبب شد که جرئت شرکت در مسابقات جهانی را پیدا کنم و در سال ۷۶ در مسابقه بینالمللی ارتش که بین کشورهای اسلامی برگزار شد، رتبه اول را کسب کنم.
خانه اباذریها حالا مکانی برای انس با قرآن است؛ حجتالاسلام اباذری پدر خانواده، حفظ قرآن را از خانه به مسجد نیز برده و با راهاندازی طرح «مدرسه در مسجد»، مسیر رشد معنوی نوجوانان را فراهم کرده است.
علی درویشزاده میگوید: در انتهای کوچه آبخوری قرار داشت که وقت دوچرخهسواری در روزهای تابستان، از آن سیراب میشدیم. کنار آبخوری، درختان توت قدیمی بود که حسابی توت میخوردیم و دوچرخهسواری میکردیم.
حمید خواجهایممقدم تعریف میکند: پدرم برای باقیاتالصالحات عمهام آبسردکنی خرید و نزدیک شیرآب نصب کرد و به این ترتیب رانندگان و عابران میتوانستند آب سرد میل کنند.
آقای گندمکار میگوید: در مکان ایستگاه قطار شهری فعلی، باغ صیفیجات بود که مردم به آن باغتره میگفتند. باغ، چاه آبی به نام حاجعباس داشت که انواع سبزی و صیفیجات آنجا میکاشتند. بعدازظهرهای تابستان با خانواده اینجا میآمدیم.
دفعه اول خبر شهادت مصطفی هاشمزاده را دادند اما بعد او را درمیان زخمیهای بیمارستان امامرضا(ع) یافتند، دفعه دوم اما از طریق برادران سپاه متوجه شدند در عملیات کربلای۴ به آرزویش رسیده است.
جوراب پاره یکی از بچهها سر کلاس معذبش کرده بود. استاد آمنا جلسه بعد با جورابی به کلاس رفت که بهطور عمد چند سوراخ داشت؛ «موقع درسدادن از جا بلند شدم و عمدا جوری ایستادم که بچهها سوراخ جورابم را ببینند.»
در بخشی از کوچه شیرودی۱۳، یزدیها بهعنوان ساکنان اولیه این معبر زندگی میکردند و صاحبان باغ و دام بودند؛ بههمین دلیل این کوچه به نام یزدیها شهرت داشت.
غلامعلی عضدپور تعریف میکند: هوا گرم بود و بقیه شیرخشکی که میماند، خراب میشد. ناگزیر به خرید یخچال شدیم اما تنها مال ما نبود. هرکدام از همسایهها گوشت یا مرغ میخریدند، میآوردند و توی جایخی یخچال ما میگذاشتند و همه با هم ندار بودند.
مهدیار افشارکهن کودکی ۴ ساله است که وزن بالایی دارد و نمیتواند ایستاده راه برود. پزشکها به خانواده افشار توصیه کردهاند به پسرشان سوپ و مایعات بدهند، اما اگر مهدیار ماکارونی، برنج، تخممرغ و پفک نخورد ناآرامی میکند.
سیدعلی خراشادیزاده تعریف میکند: آنزمان دومغازه بیشتر در کوچهمان نبود. یکی مغازه حاجصفر موتورساز و دیگری علیآقا بقال. همیشه مقابل مغازه حاجصفر دروازه فوتبالمان به راه بود. او با بازی ما مشکلی نداشت.
مهدی اسلامفر مربی فوتبال قدیمی محله کارگران است. او میگوید: در محلات پایین شهر، گلگوچک تنها بازی ما بود. آن زمان مثل الان پارک و زمین بازی وجود نداشت، بچهها بیشتر در کوچه بازی میکردند.
محمدجواد متقین عضو گروه بینالمللی تواشیح و همخوانی عترتالنبی است. او نخستین رتبه قرآنی را در ۲۴ سالگی و در مسابقه قرائت قرآن نیروی زمینی سپاه کسب کرد و از آن پس در گروه تواشیح عترتالنبی است.
این دختر قهرمان، ورزش را از سال ۱۴۰۰ شروع کرده و توانسته است دو مقام استانی و یک مقام کشوری به دست بیاورد و حالا در دهسالگی با انگیزه بیشتر در رشته ورزشی دفاع شخصی فعالیت میکند.
غلامحسین علیضغر که در محله کارگران به «بابای صادق معروف» به همراه همسرش تعمیر و فروش جوراب میکنند. در محل منزل آنها را به نام «خانه جوراب مشهد» میشناسند.
اکبر تهرانی سال۱۳۵۳ وارد جمعیت شیروخورشید سرخ میشود و با عدهای از بچهمذهبیها که آن زمان تعدادشان خیلی کم بود، همگروه شده و به عنوان راننده مشغول به کار میشود.
موسیالرضا اسدی روحانی که عاشق کتاب است. کتابهای «حاجی»، عمدهترین اسباب خانه او هستند و سروساماندادن به کتابها، مهمترین دغدغه او و همسرش در هر اسبابکشی است.
کوچه شهیدضرغامی ۴ در محله کوی کارگران قرار دارد؛ کوچهای که از یک سو به خیابان شهیدسلطانی۳ ختم میشود و از سوی دیگر به چمن۳ متصل است. این کوچه، بخشی از بافت قدیمی روستای گلخطمی است.